الكساندر اسكندراني
الكساندر اسكندراني فرانسيسي ايتاليايي، شارح مابعدالطبيعهٴ ارسطو (متوفا، رم 1314).
او استاد الاهيات در مدرسهٴ دربار پاپ و رئيس كل فرقهٴ خودش بود. شرح او بر مابعدالطبيعهٴ ارسطو را بهغلط به الكساندر هيلزي (سيزدهم ـ 1) فرانسيسي انگليسي و به توماي آكويني نسبت دادهاند. اين رساله به عبري ترجمه شد. او تلخيصي از شرح بُناوِنتوره بر عبارات و مسائل متنازعفيه (مثلاً درباب رباخواري) نوشت. نسخههاي متعددي از آثارش در دست است. او را بايد از پيروان اسكات بهشمار آورد. با تمايلاتي به بُناونتوره.
او را در اينجا بيشتر بهخاطر اشتباهشدنش با الكساندر هيلزي و الكساندر اسكندراني ديگري ذكر كردم كه معاصر هيلزي بود.
گراردوي بولونيايي
گراردوي بولونيايي كرملي ايتاليايي، از پيروان توما (متوفا 1317).
در پاريس دكتر در الاهيات شد و نخستين فرد فرقهٴ خويش (كرملي) بود كه گويا در سال1295به اين مقام رسيد. دو سال بعد به زعامت كل فرقهاش انتخاب شد. او شرحي بر
عبارات، رسالهاي در الاهيات (به همان سبك قديس توما). چهار توضيحالمسايل فلسفه و رسالهاي درباب سوٴالات ديني نوشت.
او را بايد در ج 2 در شمار نخستين پيروان توما ذكر ميكردم. كارهايش فاقد نوآوري و قدرت بود.
گرگوريو دا ريميني
گرگوريو دا ريميني،1 راهب اوگوستيني ايتاليايي، متكلم، از پيروان آكمي (متوفا 1358).
در زماني نامعلوم در ريميني متولد شد. به سلك اوگوستينيان درآمد. در ريميني و در پاريس(1323 ـ 1329) تحصيل كرد. در سال 1343 به درخواست كلمنس ششم به اسقفي پاريس منصوب شد. در سال 1351 پاريس را ترك گفت و ((مدرس عالي)) صومعهٴ اوگوستيني زادگاهش شد. در سال 1357 با مرگ توماس استراسبورگي بهجاي او به رياست فرقهٴ خودش انتخاب شد.
گرگوريو در نوامبر سال 1358 در وين درگذشت.
مهمترين تأليف او شرحي است بر چهار مقالهٴ كتاب عبارات، كه در سال 1341 در پاريس آنها را تدريس ميكرد؛ اين شرح در سال 1344 به انجام رسيد، ولي ظاهراً او تا سال 1351 و حتي بعد از آن بر آن مطالبي را اضافه كرده است. علاوه بر آن،
درباب قصد و آمرزش پيشين، مسايل مابعدالطبيعه، درباب رباخواري و آثار ديگري هم نوشت.
مهمترين مراجع استناد او ارسطو، ابن رشد و قديس اوگوستين بودند؛ به انتقاد از آثار قديس